|
تو نیامده بودی که جای خالیت را پر کنی . + نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1391 16:17 توسط وجیهه |
تو نیامده بودی که جای خالیت را پر کنی . + نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1391 16:16 توسط وجیهه |
چقدر سخته که بغض داشته باشی، اما نخوای کسی بفهمه. چقدر سخته که عزیزترین کست که یه عمری باهاش بودی، ازت بخواد فراموشش کنی. چقدر سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری. چقدر سخته که روز تولدت، همه بهت تبریک بگن، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای. چقدر سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی، بعد بفهمی دوستت نداره.. + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391 11:5 توسط وجیهه |
تو نیامده بودی که جای خالیت را پر کنی . + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391 10:56 توسط وجیهه |
خاطراتت صف کشیده اند ! خیلی دوستش دارم خیلی ...... + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391 10:55 توسط وجیهه |
آنچه می خواهیم نیستیم وآنچه هستیم نمی خواهیم ، آنچه دوست داریم نداریم و آنچه را داریم دوست نداریم ، وعجیب است هنوز امیدوار به فردایی روشن هستیم ساعت ها را بگذارید بخوابند بیهوده زیستن نیازی به شمردن ندارد...... + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 10:58 توسط وجیهه |
من چیستم ؟ دکتر علی شریعتی + نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391 17:50 توسط وجیهه |
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟ + نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391 17:47 توسط وجیهه |
دنيا را بد ساخته اند ... به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ... دکتر علی شریعتی + نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391 17:41 توسط وجیهه |
ای معنی انتظار یک لحظه بایست .. دیوانه شدم به خاطرت کافی نیست.. برگرد و نگاهم کن و یک جمله بگو.. تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟؟؟ + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 13:14 توسط وجیهه |
چندیست که بیمار وفایت شده ام در بستر غم چشم به راهت شده ام این را تو بدان اگر بمیرم روزی مسئول تویی که من فدایت شده ام.. + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 13:11 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 13:8 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 13:3 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 13:1 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 13:0 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 12:58 توسط وجیهه |
امدنت را یادم نیست..بی صدا آمدی بی بی آنکه من بدانم.. بی اجازه ماندی بی آنکه من بخواهم.. اما اکنون با ذره ذره وجود ماندنت را تمنا میکنم... مهمان نا خوانده قلبم بمان که ماندنت را دوست دارم.. + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 12:55 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 12:46 توسط وجیهه |
اما مگر می شود ؟ اینجا باشی و بدانم که هستی ، در همین اطراف و دلتنگ نشوم ؟ روزهایی که می دانم فاصله زمینی ات از من دور است ، آسوده ترم ... نزدیک که می شوی نبودنت انگاری مشت می شود و مرا له می کند ... اینو نوشتم واسه اونی که خودش می دونه کیه.... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 12:32 توسط وجیهه |
خدایا... توی این دنیای بی معرفت چرا هیچ کس به من و تو فکر نمی کنه... وقتی بخوان از روی دلسوزی به من فکر کنن میگن تنها نیست خدا شو داره.. وقتی می خوان به تو فکر کنن میگن خدا بنده زیاد داره نیازی به ما نداره...... آخی آخی ... دلم واسشون می سوزه... تفکراتشون خیلی بچه گانست... خدایا باهاشون رفیق شو تا تنها نباشن... من تورو دارم ولی اونا چی... خیلی وقته ازت دور شدن.. اصلا به من چه... بزار تو آتیش جهنّمت بسوزن..... ولی خدای مهربونم... منو ببخش.. ببخش!!! ! + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 12:19 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 11:31 توسط وجیهه |
دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازی خورشید، . چون غروب میکنه . دوستت دارم . به اندازی روت که هیچوقت کم نمیشه !!!! ! + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 11:23 توسط وجیهه |
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد؟؟؟؟؟؟؟ + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 11:21 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 11:17 توسط وجیهه |
کسب مدال های طلای سی امین المپیک ُ توسط قهرمانان قیور ایران ُرو به همه ی ایرانی های عزیز مخصوصا برو بچه های وبلاگ نویس بلاگفا تبریک میگم... + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 11:19 توسط وجیهه |
چقدر بده از کنار یکی رد شی بعد طرف از روی تنه بهت بگه علیک سلام.... من اونجا دوست دارم یکی بخوابونم تو دهنش تا دیگه بی موقع باز نشه... + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 13:42 توسط وجیهه |
من دارم به شما هشدار میدم اگه بیاین تو وب منو نظر نزارین من میدونم با شما.... لطفا یواشکی نیاین و برین اگه تنبلی تون نمیشه یه نظر واسه من بزارین یادتون نره هاااااااا..... + نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 13:31 توسط وجیهه |
دوست نازنینم بهترین روز زندگی ات را با قلبی آکنده از عشق و محبت تبریک میگم... امیدوارم همیشه موفق باشی... + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 10:4 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1391 10:15 توسط وجیهه |
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1391 10:14 توسط وجیهه |
|
| ||||||